![]() |
![]() |
|
| اجتماعی - سیاسی - فرهنگی - رایانه -سرگرمی |
|
حسين بيشتر از آب تشنه لبيك بود اما افسوس كه به جاي افكارش زخمهايش را نشانمان دادند و بزرگترين درد او را بي آبي معرفي كردند.
دكتر علی شريعتي |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 3 دی1388ساعت 18:16 توسط سپهر |
|
|
خلاصه ای از متن خبر در سایت تابناک :
این کارشناس ادامه داد: از سوی دیگر، گسترش مسائل اخلاقی و ناهنجاری دیگر
در جامعه نیز اعضای خانواده را به مسائل دیگر و مشکلات اخلاقی میکشاند و
حضور نداشتن فیزیکی و معنوی پدر خانواده این امر را تشدید میکند که این
زنگ خطری برای جامعه است. شاید بهترین نظر در زیر همان خبر در سایت گذاشته شده : مسائل
جنسـی مشکل اول ازدواج نیست . مشکل نداشتن تجربه ی زندگیه عاشقانه و فقر
اخلاقیات در بین غاطبه ی جوانان است . یک دختر و پسر جوان با هزار تمنای
برآورده نشده بشکل سنتی - نه دوستیهای خیابانی - با کمترین ارزیابی از مهر
به همسر آینده زیر یک سقف می رند . این شکل ازدواج یک معامله ی دو سویه
هست تا خانه ای از مهر و عشق |
|
+ نوشته شده در
شنبه 28 آذر1388ساعت 21:26 توسط سپهر |
|
|
مصلح جان وقتی رسیدی به آن دنیا یک لطفی در حق من بکن و از طرف من یک سیلی
به گوش خدا بزن. به او بگو، از این به بعد اگر خواستی دین صادر کنی کمی
بیشتر وقت بگزار تا آخر و عاقبت دینت این جور به کثافت کشیده نشود.
به او بگو چطور است که وقتی پیغمبرت با دختر 8 ساله می خوابد همه برایش کف
و سوت می زنند، چیز هفت آسمان از نور جماعش پاره می شود و فرشتگان برای
حضور در آن مراسم با هم کورس می گزارند ولی به من که می رسد پای طناب دار
به میان می آید؟ اصلا تو چه جور خدایی هستی که بین مخلوقاتت فرق می گزاری؟
یکی را پیغمبر می کنی و جواز سوختن هفت عالم را به او می دهی، یکی را
شهرستانی بد بخت که همه چیزی که از دنیا دارد یک لبخند است؟ چطور است
برای موسی دریا جر می دهی ولی پای ملت بد بخت ما که می رسد فقط تماشا می
کنی؟آن هفتاد باکره ای را هم که وعده داده ای میان آن جماعت وحشی و حشری
تقسیم کن که به همین منظور هر روز برایت به عربی نماز بلغور می کنند و آدم
می کشند. اگر تعریف خدا بودن است تعریف شیطان بودن چیست؟
بر گرفته از سایت gordab |
|
+ نوشته شده در
جمعه 27 آذر1388ساعت 20:21 توسط سپهر |
|
|
وقتی خداوند انسان را آفرید بزرگترین نعمت در این دنیا یعنی حق انتخاب و داشتن اختیار و آزادی به او عطا کرد
انسان این اختیار را دارد برای خود روش زندگی و سرنوشت خود را انتخاب کند در این بین تفاوتها مشخص می شود و انسانها را از هم جدا می کند نکته دردآور امروزی در زندگی انسانها دخالت بشر در حق انتخاب دیگران است به طوری که خیلی از آدمیان بدون داشتن حق انتخابی می بایست تن به جبر محیط و محلی که در آن متولد شده اند بدهند یعنی باید طبق دین و آیین و اصول فرهنگی و اجتماعی محل تولد خود زندگی کنند و اگر افرادی پیدا شوند که به طور منطقی بخواهند اصول دیگری در زندگی خود برگزینند توسط افراد جامعه متنبه می شوند و حتی ممکن است از آن جامعه اخراج شوند و این دخالت مستقیم در اختیاری است که خداوند به انسان داده ... البته این پذیرفتنی نیست که شخصی به بهانه داشتن اختیار تمام اخلاقیات و وجدانیات را زیر پا بگذارد اما مسلما این حق بزرگ را دارد که با منطق و دلایل خاص خود روشهای بهتر و زیباتری برای زندگی خود بر گزیند شاید به همین دلیل باشد که بزرگترین دغدغه بشری در طول تاریخ داشتن زندگی آزاد و منطبق بر اصول انسانی بوده و هنوز در بسیاری از این جوامع رسیدن به این ایده ال دغدغه اصلی روشنفکران آن جامعه است |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 24 آذر1388ساعت 18:20 توسط سپهر |
|
|
انسان خصلتهای بد زیادی داره اما هیچکدومشون به اندازه دورنگی من رو آزار نمی ده
این که اون چیزی که در حقیقت هستی با اون چیزی که نشان می دی تفاوت داشته باشه این روزها این مورد در ایران خیلی زیاد شده... شاید کاربرد اصطلاح "جانماز آب کشیدن" امروزه پر رونق ترین اصطلاح باشه به خصوص در سیستم اداری کشور ما که بسیاری از افراد از این طریق خودشون رو جا می کنند دردناکتر زمانی هست که منتقدین به این سیستم خودشون این روش را پیش بگیرند خیلی آزار دهنده هست خیلی.... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 22 آذر1388ساعت 18:27 توسط سپهر |
|
|
چه كسي ميگويد كه گراني اينجاست!
دوره ي ارزانيست... چه شرافت ارزان...تنه ی عريان ارزان...و دروغ از همه چيز ارزانتر... آبرو قيمت يك تكه ي نان...و چه تخفيف بزرگي خورده است قيمت هر انسان... |
|
+ نوشته شده در
جمعه 20 آذر1388ساعت 17:18 توسط سپهر |
|
|
گاهی اوقات دوست دارم فکرها و اندیشه هایم را بر روی کاغذ
بیاورم و برای اینکار مدتی خاطره نویسی می کردم اما اکنون زمان زیادی را
در اینترنت می گذارنم بد ندیدم گاهی نوشته هایی از زاویه و دید خودم نسبت
به جامعه و زندگی خودم و همسرم و دنیایی که در آن هستیم را در وبلاگی مطرح
کنم از آنجا که مراحل مهم زندگی اکثر جوانان ایرانی را گذرانده ام و در
ضمن جز نسل سومی ها هم محسوب می شوم شاید جنس حرفهایم برای بیشتر وبگردان
قابل فهم تر باشد
باشد که با اندیشه های دیگر گفتگو داشته باشیم برای بهتر اندیشیدن خودمان |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 26 فروردین1388ساعت 22:8 توسط سپهر |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
دی 1388 آذر 1388 فروردین 1388 |